هم خانواده کلمه پیر + معنی مترادف و متضاد واژه پیر

هم خانواده کلمه پیر

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده پیر

کلمه‌های هم‌خانواده «پیر» عبارتند از: پیرو، پیروز، پیرمرد، پیرامون، پیرایش، پیراهن و پیراستن. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند. در مورد کلمات فارسی، اگر دو کلمه بن ماضی یا بن مضارع یکسانی داشته باشند، می‌توان گفت با هم هم‌خانواده هستند. در ادامه، برای اینکه بیشتر با معنی «پیر» آشنا شوید، مترادف‌های آن را می‌گوییم و سپس به سراغ تعریف‌های لغت‌نامه‌های معروف می‌رویم.

مترادف‌های کلمه پیر عبارتند از: پیشوا، جاافتاده، سالخورده، مسن، سالمند، کهنسال، فرتوت، مرشد، خضر، قدیس، شیخ، قطب، اوتاد، معمر، پاتال و ناتوان. همان طور که احتمالاً حدس زده‌اید، متضاد این کلمه، واژه‌هایی مانند جوان و برنا است.

مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان حاوی اطلاعات جامعی است.

پس از آشنایی با مترادف و متضادهای پیر، خوب است که معانی مختلف آن را در لغت‌نامه‌های معتبر فارسی ببینیم. در فرهنگ عمید، برای واژه «پیر» معانی گوناگونی ذکر شده است؛ از جمله: سالخورده، کهنسال، مرشد، رهبر، پیر طریقت، انسان کامل، راهنمای تصوف، عقل کل، کسی که عمرش را در ساحری گذرانیده، فرد کامل، در گذشته به مدیر خرابات، کسی که موهایش هم سفید و هم سیاه است، پیشوا، شیخ، رئیس و بزرگ مغان.

در لغت‌نامه‌های معین و دهخدا نیز این کلمه به معانی دانا، سالخورده، خردمند، مراد، مرشد و نیز در گذشته به معنای کسی که رنج فراوان دیده یا کسی را به سختی آزار دادن، به کار رفته است.

بیشتر بخوانید:
هم‌خانواده کلمه امتحان
هم‌خانواده کلمه تقویت

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *