هم خانواده کلمه گوش
کلماتی مانند گوشنواز، گوشزد، گوشی، بازیگوش و گوشواره، همخانوادهٔ کلمه «گوش» هستند. به کلماتی که از یک ریشه باشند و حداقل سه حرف مشترک داشته باشند، همخانواده میگوییم.
یادگیری کلمات همخانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و بخش بزرگی از درس فارسی را تشکیل میدهد. این کلمات به شما کمک میکنند معنی واژهها را بهتر بفهمید و دایرهٔ لغاتتان را گسترش دهید. در ادامه با ما همراه باشید تا معنی کامل کلمه «گوش» را بررسی کنیم.
مترادفهای کلمه «گوش» شامل شنوایی، گوشه، اذن، خوشه، سنبله و زاویه میشود. این واژهها هممعنی با «گوش» هستند و میتوانید در جملههای خود از آنها استفاده کنید.
حالا که با همخانوادهها و مترادفهای «گوش» آشنا شدید، خوب است به سراغ کتابهای معروف واژهنامه فارسی برویم. توضیحاتی که در این کتابها آمده به شما کمک میکند تا معنی یک کلمه را به طور کامل یاد بگیرید.
واژه گوش در لغت نامه دهخدا عضو شنوایی، سامعه و اذن معنی شده است. در لغت نامه عمید و معین معنی واژه گوش، گفتار، سخن گفتن، جاسوس، منتظر، مراقب، شنیدن، مواظبت و گوش نهادن ذکر شده است.
برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان سر بزنید.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه گریست