یخ بستن , منجمد شدن , بی اندازه سردکردن , فلج کردن , فلج شدن , ثابت کردن , غیرقابل حرکت ساختن , یخ زدگی , افسردگی, اویزان شدن یا کردن , اندروابودن , معلق کردن , موقتا بیکار کردن , معوق گذاردن به فنلاندی چی می شه؟

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

با سلام خدمت کاربران هشتینو، امروز با ارائه معنی : یخ بستن , منجمد شدن , بی اندازه سردکردن , فلج کردن , فلج شدن , ثابت کردن , غیرقابل حرکت ساختن , یخ زدگی , افسردگی, اویزان شدن یا کردن , اندروابودن , معلق کردن , موقتا بیکار کردن , معوق گذاردن.
به زبان فنلاندی با شما خواهیم بود..
: یخ بستن , منجمد شدن , بی اندازه سردکردن , فلج کردن , فلج شدن , ثابت کردن , غیرقابل حرکت ساختن , یخ زدگی , افسردگی, اویزان شدن یا کردن , اندروابودن , معلق کردن , موقتا بیکار کردن , معوق گذاردن.
:j dytt

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *