هم خانواده کلمه منظم
واژه “منظم” از زبان عربی وارد فارسی شده و از ریشه “نظم” گرفته شده است. معنای آن در فارسی “مرتب و آراسته” است. این کلمه معمولاً به عنوان صفت به کار میرود؛ برای مثال، وقتی میگوییم “زهرا بسیار منظم است”، منظور این است که او فردی مرتب و سامانیافته است. در ادامه، برای اینکه بهتر با این واژه آشنا شوید، کلمات همخانواده و هممعنای آن را نیز بررسی میکنیم.
کلمات همخانواده “منظم” شامل این موارد است: ناظم، نظم، منظوم، منتظم، نظام و تنظیم. همه این واژهها یک ریشه مشترک دارند که از سه حرف “ن”، “ظ” و “م” تشکیل شده است. اگر شما ریشه یک کلمه را به درستی تشخیص دهید، میتوانید به آسانی کلمات همخانواده آن را پیدا کنید.
هممعنیهای واژه “منظم” — که به همان مفهوم اشاره دارند — عبارتند از: مرتب، آراسته، بسامان، با ترتیب، پرداخته و منتظم. شما میتوانید از این کلمات در جملهنویسی و نوشتههای خود به عنوان جایگزینهای مناسب استفاده کنید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه شهیدان + مترادف و معانی کلمه شهیدان را بخوانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه آموزگار + مترادف ، متضاد و معنی کلمه آموزگار را بخوانید.
مقاله هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار حاوی اطلاعات جامعی است.
حال که با همخانواده و هممعنیهای “منظم” آشنا شدید، خوب است معادلهای فارسی آن را نیز بدانید. کلماتی مانند آراسته، پشتسرهم، سازمند، پیاپی، پیراسته، بسامان، پرداخته و سامانمند در زبان فارسی به جای “منظم” — که ریشه عربی دارد — به کار میروند. همچنین متضادهای این واژه، همانطور که احتمالاً حدس زدهاید، عبارتند از: نامنظم، پراکنده و نابسامان.
برای درک بهتر معنای “منظم”، خوب است نگاهی به تعریف آن در فرهنگهای معتبر فارسی بیندازیم. در فرهنگ معین، برای این واژه معناهایی مانند “با ترتیب آورده شده” و “مرتب شده” ذکر شده است. در لغتنامه دهخدا نیز “منظم” به صورتهای زیر معنی شده است: با نظم، آراسته، مرتب، به نظم، مرتب شده و با نظم و ترتیب. فرهنگ عمید هم این کلمه را بهصورت “مرتب، آراسته و با نظم و ترتیب” تعریف کرده است.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه ناظم
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه حضور + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حضور.